حج کن! به ميقات رو، و با آنکه ترا آفريد وعده ديدار داري. احرام در ميقات: ميقات لحظه شروع نمايش، و پشت صحنه نمايش است و تو که آهنگ خدا کردهاي و اکنون به ميقات آمدهاي، بايد لباس عوض کني. لباس! کفن پوش.
لبيك اللهم لبيك لبيك لا شريك لك لبيك ان الحمد والنعمة لك والملك لا شريك لك
حج (۳)
October 19th, 2011خیلی وقت هست دکتر رفته بودم،برای همین مرکز بهداشت رو عوض نکرده بودم. توی انگلستان باید در یک مرکز بهداشت که نزدیک خانه اتون هست ثبت نام کنید و آنجا دکتر عمومی رو ببینید! زنگ زدم به مرکز بهداشت قدیمی و از واکسن پرسیدم که گفت باید بیای اول معاینه تا بعد واکسن،تازه مرکز بهداشتت رو هم باید عوض کنی،اینها به کنار ۶-۸ هفته طول می کشه!
بی خیال شدم و چند تا مرکز بهداشت خصوصی زنگ زدم تا یکی اشون گفت امروز بیا. رفتم، منشی در حال اینترنت بازی، در اتاق دکتر هم باز بود و ایشان هم داشت ای بی رو چک می کرد! پرسید کجا میری؟ و بعد از ۲-۳ دقیقه ۳ تا واکسن که اندازه هر کدامش فکر کنم اندازه خون بدن یک مگس بود به ما زد و ۲۴۰ هزار تومان (۱۲۰ پوند) کاسب شد!
حج (۲)
October 18th, 2011زندگي، حركتي دوري، دوري باطل، آمدي و رفتي تكراري و بيهوده، كار اصلي؟ پير شدن، نتيجۀ واقعي؟ پوسيدن. نوساني يكنواخت و ابلهانه. شكنجه اي سيزيف وار. روز، مقدمه اي بر شب. شب، مقدمه اي بر روز و سرگرم بازي خنك و مكرر اين دو موش سياه و سفيد كه ريسمان عمر را مي جوند و كوتاه مي كنند تا مرگ.
زندگي؟ تماشائي، و تماشاي صبح و شامهاي بيحاصل، بي معني، يك بازي بيمزه و بيانجام، وقتي نداري، همه رنج و تلاش و انتظار، و قتي مي يابي و مي رسي، هيچ، پوچ، فلسفه عبث، نيهيليسم!
و حج، عصيان تو از اين جبر ابلهانه، از اين سرنوشت ملعون سيزيفي، برون رفتن از نوسان، ترديد و دور زندگي، توليد براي مصرف، مصرف براي توليد
دكتر علي شريعتي
الجار ثم الدار
October 18th, 2011همیشه از این جمله بد می آمد: چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام هست.
امام حسن ع مى فرماید:
مادرم زهرا س را در شب جمعه دیدم تا سپیده صبح مشغول عبادت و رکوع و سجود بود و مؤمنین را یک یک نام مى برد و دعا مى کرد، اما براى خودش دعا نکرد عرض کردم: مادر جان چرا براى خودتان دعا نمىکنید؟ فرمودند: فرزندم اول همسایه، بعد خویشتن! (الجار ثم الدار!)
حج (۱):
October 13th, 2011و اکنون هنگام در رسيده است، لحظه ديدار است، ذي حجه است، ماه حج، ماه حرمت. جنگيدن، کينه ورزيدن و ترس. زمين را، مهلت صلح، پرستش و امنيت دادهاند، خلق با خدا وعده ديدار دارند، صداي ابراهيم را بر پشت زمين نميشنوي؟ و او در خانهاش ترا به فرياد ميخواند، دعوتش را لبيک گوي! پس اکنون که در “دار عمل” هستي خود را براي رحلت به ” دار حساب ” آماده کن، مردن را تمرين کن، پيش از آنکه بميري، بمير.
حج کن!
به ميقات رو، و با آنکه ترا آفريد وعده ديدار داري.
دکتر علی شریعتی
پناه می برم به تو
October 11th, 2011خدايا، من به تو پناه می برم از طغيان حرص، و تندى خشم، و غلبه حسد و ضعف نيروى صبر، و كمى قناعت، و سوء خلق، و افراط شهوت، و غلبه عصبيت، و پيروى هوس، و مخالف هدايت، و از خواب غفلت، و اقدام بر تكلف، و گزيدن باطل بر حق، و پافشارى بر گناه، و خرد شمردن معصيت، و بزرگ شمردن طاعت، و تفاخر توانگران، و تحقير نسبت به درويشان، و كوتاهى در حق زيردستان.
و ناسپاسى نسبت به كسى كه بر ما حقى داشته باشد. و از آنكه به ستمكارى كمك دهيم. يا ستمزدهاى را خوار گذاريم. يا آنچه را كه حق ما نيست بخواهيم. يا در علم از روى بی اطلاعى و بر خلاف عقيده سخنى گوئيم.
و پناه می بريم به تو از آنكه قصد خيانت با كسى داشته باشيم. و از آنكه در اعمالمان خود پسندى كنيم، و آرزوهاى خود را دراز سازيم.
و پناه می بريم به تو از بدى باطن، و كوچك شمردن گناه خرد، و از آنكه شيطان بر ما چيره گردد، يا روزگار ما را واژگون بخت سازد، يا سلطان در بازه ما ستم كند.
و پناه می بريم به تو از دست آلودن به اسراف، و از نايافتن رزق كفاف و پناه مىی ريم به تو از شماتت دشمنان و احتياج به همگنان، و زيستن در سختى، و مرگ بدون آمادگى.
و پناه می بريم به تو از عظيم ترين حسرت و بزرگترين مصيبت و بدترين بدبختى، كه حسرت قيامت و مصيبت در دين و دخول به دوزخ است و از بدى عاقبت، و نوميدى از ثواب و نزول عقاب.
+۱
September 9th, 2011یادم باشد
September 6th, 2011یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
یادم باشد که روز و روزگار خوش است
یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم
یادم باشد سنگ خیلی تنهاست …

